تبليغاتX
عسل بانو



 

خاطره هایت دوباره مرور می شود
ساده از کنارت می گذرم
مبادا گمان کنی
 
زیر و روی واژه هایم عشق آلود است !

غرورم را

به نیت ِ نجابتم می ستایم .

*
به تو فکر می کنم

پاره پاره

سطرهای عاشقیت را قدم می زنم

به دنبال کشف و شهودی شاعرانه ام
پیدایت نمی کنم

چقدر افکارت تنومند است

قدم

به کوتاهترین شاخه فکرت هم نمی رسد
 
چرا به تو فکر می کنم ؟ 
 
   

ثبت شده در تاريخ سه شنبه 19 خرداد 1388 به شماره سريال 49644 در سايت شعرنو
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1390;ساعت 9:1;  توسط  مهدیه معظمی ( غزاله );  | 

 

 

از اینجا ماندن خسته ام

 

و از اینجایی ها خسته تر !

 

کاش بلیط قطار آخرت پیش فروش می شد .

 

******

 

هر شب

 

برای مردگان ِ نیک کردار ،

 

نماز وحشت می خوانم .

 

خدا را چه دیدی ؟ !

 

شاید ،

 

در شبی از این شبهای ِ وحشت آلود ،

 

مشتی خاک در آغوش کشیدم .

 

باید

 

با فرشته ها دوست شوم !!!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390;ساعت 8:5;  توسط  مهدیه معظمی ( غزاله );  | 

چـه شـود که یـک نگـاری ، به نـگاهی ، دل مـا را بــربـایـد ؟

به خـدا کـه بـی نـگـارم ، بـی قـرارم ، دل مـا را کـه بسـازد ؟

هر شب از شـومـی و شـیـدایـی اشـعار گـره خـورده خـیـالـم

فـعـلاتــن فـاعـلاتـن ، شایـد امـشـب روزگـارم بـه ســر آیـد

مـن و یک دفتر صد برگ پر از سر خط عشق است و سیه مشق
 
مـن و یـک گوشه ی چـشمـی و دلـی که خـبر از عـشق نـدارد
 

بـه قـلـم طـعنـه زدم تـا بـه خـود آیـد و سـراغ از تـو بـگـیـرد

پای هــر جـمـعه ی مـوعـود نـشسـت و مـرد ِ امـیـد نـیامـد

گر چه لایـق تـر از این کـهنه غـزل های منی ، " غـائـب مفرد "

بـس کـه بـی نـام ِ تـو از عـشـق نـوشـتم ، پـدر عـشـق درآمـد

هـمه شـب پـرسـه زنـم خلـوت ِ بی نـام و نشـانم ، تـو کجـایی ؟

تا کـه یـک نـیـمه نـگـاهـت غـم زرخـسـاره ی عـالـم بـزدایـد


 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389;ساعت 13:15;  توسط  مهدیه معظمی ( غزاله );  | 

 

دوستت دارم را باید چشید
باید نوشت
باید لمس کرد
باید مزه کرد .
نباید گفت
نباید فریاد کرد
باید از سکوت ِ بغض گرفته شنید
باید از خش خش قلم به روی کاغذ ،
باورت شود که : دوستت دارم .
آنوقت می فهمی
خیال معشوقه را با ولنگاری کاری نیست !
و دلت را
دست نخورده
دور از تشعشق نگاه های عالمگیر
دور از طنازی دخترکان ِ پاییزی
نگه دار
شاید به لطافت ِ آسمان بارور شود
که در این فصلها
- حتی بهار
که امیدوارانه دوستش داری -
دل دست دوم را
خریداری نیست
دوستت دارم را باید چشید
نباید جار زد .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389;ساعت 11:16;  توسط  مهدیه معظمی ( غزاله );  | 

 

اين روز و شبها را عجيب به خود مبتلايم آنقدر که مجال انديشيدنم نيست نه براي خود و نه براي فردايي که مرا لاجرم در دلواپسي هايش گم مي کند .
مي خواهم با تو بودن را تجربه کنم اما نه آنقدر که در


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389;ساعت 10:41;  توسط  مهدیه معظمی ( غزاله );  |